در جست-و-جویِ واژه و معنا: گفت-و-‌گویِ مهدیِ جامی با داریوشِ آشوری

(پی‌دی‌اف)

مهدیِ جامی: این گفت-و-‌گو هم مثلِ گفت-و-‌گویِ پیشینِ من با داریوشِ آشوری –آن یکی در باره‌یِ زندگی اش- به صورتِ کتبی انجام شده است. استاد آشوری با وجود آن که بیمارگونه بود و صدایِ گوش اذیت اش می‌کرد و دل-و-دماغ مصاحبه نداشت، پاسخ به این پرسش‌ها را از رویِ لطف به انجام رساند. البته برخی پرسش‌ها را بنا به صلاحدید خود پاسخ نداده است. اما در هر صورت مشکلِ اصلی در این دست گفت-و-‌گو آن است که نمی‌توان چالشِ بیش‌تري کرد تا به پاسخي که سؤال برای آن طرح شده رسید یا اگر جایي ابهامي افتاده است توضیح داد تا افقِ بحث یکی شود. اما با محدودیت‌هایي که داشتیم و حجمِ زیاد پرسش‌ها به آن‌چه فراهم شد قناعت کردیم.

این بحث از نظر من قابلیتِ گسترش دارد و می‌شود آن را به تاریخِ اندیشه‌یِ زبانیِ معاصر کشاند. چیزي که در این سؤال‌ها تا حدودي مطرح شده است اما بسطِ کافی نیافته.

آشوری از بهترین کساني ست که می‌شود با او از این اندیشه سخن گفت. باید بگویم که او را به خاطرِ حوصله و گشاده‌رویی‌اش بابتِ نقد همیشه ستوده ام خاصه در این بحث که حوزه‌یِ تکاپویِ فکریِ او در چهل سال گذشته بوده است و مثلِ هر پژوهنده‌یِ دیگري به‌آسانی می‌تواند به تصلب بگراید اما همچنان به رویِ بحث باز بوده و سعی کرده است پرسشگر را قانع کند. امیدوار ام بختیار باشم و این بحث را زماني در محضرِ استاد پی بگیرم. Continue reading

فرهنگستانِ زبانِ فارسی: فرازها و نشیب‌ها

گفت-و-‌گویِ مهردادِ قاسمفر با داریوشِ آشوری در باره‌یِ فرهنگستانِ زبانِ فارسی

(پی‌دی‌اف)

 فایلِ صوتیِ مصاحبه

http://ashouri.malakut.org/wp/wp-content/uploads/2015/02/Interview-Ashuri-PersianAcademy2.mp3

http://ashouri.malakut.org/wp/wp-content/uploads/2015/02/Interview-Ashuri-PersianAcademy.mp3

Continue reading

داریوشِ آشوری؛ هفتاد و پنج سالگی (بی‌بی‌سی)

«داریوش آشوری؛ هفتاد و پنج سالگی»، صفحه‌یِ ویژه‌یِ بی‌بی‌سیِ فارسی.

 

واگرایی و همگراییِ فارسی‌زبان‌ها

گفت‌‌ـ‌وـ‌گویِ شهزاده سمرقندی با داریوشِ آشوری
(پی‌دی‌اف)

 استاد داریوشِ آشوری نویسنده٬ مترجم و زبان‌شناسِ ایرانیِ مقیمِ فرانسه است. درباره‌یِ استاد آشوری در ویکی‌پدیا آورده شده: «آشوری در قلمروِ علومِ اجتماعی و فلسفه‌یِ مدرن به توسعه‌یِ زبانِ فارسی از نظرِ دامنه‌یِ واژگان و بهبودِ سبکِ نگارش یاریِ فراوان کرده است. آشوری در آثارِ خود واژگانِ نوـ‌ترکیبي چون گفتمان٬ همه‌پرسی٬ آرمانشهر٬ رهیافت٬ هرزه‌نگاری٬ درس‌گفتار و مانندِ آن را به کار برد که معادلي‌ برایِ آن در زبانِ فارسی وجود نداشت».

بارِ اول استاد آشوری را در لندن دیدم. کتابِ چنین گفت زرتشت را با امضای خود برای‌ام هدیه کرد. کتابي که شیوایی و گیراییِ زبانِ آن مرا به حیرت آورد. آن هم زماني که تازه از سمرقند آمده بودم؛ جایي که زبانِ زخمی و چاک‌چاک‌شده‌یِ فارسی با سختی دل می‌زند تا زنده بماند.
حالا که سخن از زبانِ فارسی می‌رود٬ شنیدنِ نظراتِ استاد آشوری شاید واجب‌تر از همه باشد؛ شنیدنِ برداشت‌هایِ استاد از وضعیّتِ سه شاخه‌یِ زبانِ فارسی و راهِ‌حل‌های پیوندِ این سه شاخه از زبانِ خودِ او ارزشي دیگر دارد. Continue reading

زبان و مدرنیّت – گفت‌ـ‌و‌ـ‌گویِ مسعودِ لقمان با داریوشِ آشوری


 نسخه‌یِ پی‌دی‌افِ این نوشته

  اندیشیدن به معنا و ماهیّتِ مدرنیّت از سویي، و گرفتاریِ ما در چنبره‌یِ رابطه با آن از دگر سو، ذهن و ضمیرِ بسیاري از روشنفکرانِ ما را به خود مشغول کرده است. یکي از این روشنفکران داریوشِ آشوری‌ ست که تأثیرِ چند دهه‌ایِ حضور او در فضایِ روشنفکریِ ایران غیرِقابل انکار است. داریوشِ آشوری کوشش‌هایِ نظریِ خویش را در مکتبِ زنده‌یاد خلیلِ ملکی آغاز کرد و با گذر از کنش‌هایِ سیاسی، اجتماعی، ادبی و فلسفی، اکنون در «خانه‌یِ‌ وجود» یعنی عرصه‌یِ زبان، به تعبیرِ مارتین هایِدگر، به سر می‌برد و کوششي خستگی‌ناپذیر از دهه‌هایِ پیش برایِ بالا بردنِ سطحِ گفتمانی در باره‌یِ  مباحثِ زبانی در ایران آغاز کرده که کتاب‌هایِي چون فرهنگِ علومِ انسانی، بازاندیشیِ زبانِ فارسی و زبانِ باز دست‌آورد این کوشش‌ها و کنش‌ها ست.

به‌هر روی، می‌توان با دیدگاه‌هایِ آشوری موافق بود یا مخالف؛ ولی هرگز نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت. در دنباله، گفت‌ـ‌و‌ـ‌گویِ ما را با داریوشِ آشوری در باره‌یِ  زبان، مدرنیّت و چالشِ زبانِ فارسی با دنیایِ مدرن می‌خوانید.

Continue reading

نکته‌هایي در باره‌یِ زبان، ترجمه، و فهمِ متن

نکته‌هایي در باره‌یِ زبان، ترجمه، و فهمِ متن

مقاله‌اي که در پاسخِ به خرده‌گیری‌هایِ سید جوادِ طباطبایی بر ترجمه‌یِ من از شهریارِ ماکیاوللی منتشر شد (مهرنامه، شماره‌یِ ۱۴، مردادِ ۱۳۹۰)، گویا چنان ضربه‌یِ سنگیني بر او بوده که، به گواهیِ سایتِ «قدیم و جدید»– جایگاهِ نشرِ مقاله‌ها و درس‌گفتارهایِ او– سبب شده که شش ماه (از بهمنِ ۱۳۹۰ تا تیرِ ۱۳۹۱) وقت صرفِ نوشتنِ ده مقاله در «نقدِ» ترجمه‌یِ من کند  و، چنان که در مهرنامه آمده، «رساله‌اي صد صفحه‌ای» برایِ انتقام از آن بپردازد. برایِ دلجویی از وی، نشرِ بخشِ یکمِ این رساله به ستایش‌نامه‌اي بالابلند در بابِ جایگاهِ علمی و «آکادمیسینیِ» آقایِ طباطبایی آراسته است. و در آن، برایِ نمایاندنِ عظمتِ شأنِ وجودیِ ایشان در عالمِ امکان، از همزمانیِ دو رویدادِ بزرگِ تاریخی یاد کرده اند: یکي شبِ تولدِ وی (آبانِ ۱۳۲۴)، در شهرِ تبریز، و دیگر اشغالِ آن شهر به دستِ نیروهایِ شوری در همان شب. در این باب نکته‌ این است که، نمی‌دانیم چرا نیروهایِ شوروی، بدونِ در نظر داشتنِ ضرورتِ همزمانیِ این دو رویدادِ بزرگِ تاریخی، شتاب کرده اند و چهار سال جلوتر، در شهریورِ ۱۳۲۰، به آذربایجان و تبریز سرازیر شده اند! شک نیست که، بدون آن تقارنِ تاریخی هم آقایِ طباطبایی در زمینه‌یِ فلسفه‌یِ سیاسی، در سطحِ ایران، شایسته‌یِ جایگاهِ «آکادمیسینی» هست. Continue reading

دو پیام آورِجهانِ مدرن — ویراستِ پنجم

دو پیام‌آورِ جهانِ مدرن: ماکیاوللی و تامس مور

داریوشِ آشوری

[این مقاله نخستین بار در مهرنامه (شماره‌یِ ١١،١٣٩٠) نشر یافته، اما کوششِ من برایِ پروردن و گسترشِ آن سببِ ویرایشِ چند باره‌یِ آن شد. ویراستِ دوّم در نگاهِ نو (شماره‌ی ٩٢، ١٣٩٠)، ویراستِ سوّمِ در وبلاگِ جُستار. و این ویراستِ چهارمِ آن است که در شماره‌یِ پنجمِ مجله‌ی اندیشه‌یِ پویا، دی و بهمنِ ١٣٩١ در تهران منتشر شده است.]

Continue reading

بازخوانیِ یک مقاله‌یِ قدیمی

[ به جای نسخه‌ی پیشینِ این مقاله که ناروشن بود و دو صفخه افتادگی نیر داشت، نسخه‌ی پاکیزه‌ی تازه‌اي گذاشته ام.]

مقاله‌اي که در زیر می‌آید سی و پنج سال پیش نخستین بار در مجله‌یِ رودکی نشر شد. پژوهشي ست در باره‌یِ پسوندِ «-ایسم» در زبان‌هایِ اروپایی و چاره‌اندیشی برایِ واگردان یا ترجمه‌یِ آن به فارسی. این مقاله در مجموعه مقاله‌یِ بازاندیشیِ زبانِ فارسی (نشرِ مرکز، تهران) نیز چند بار چاپخش شده است. اما یکي از دوستانِ من که چندی پیش آن را خوانده و ایده‌هایِ آن را آموزنده یافته بود، کپی‌اي الکترونیکی از آن گرفت و برایِ من فرستاد و سفارش کرد  آن را برایِ کساني که به آن کتاب دسترس ندارند بر رویِ وبلاگِ خود نشر کنم. این پیشنهاد را پسندیدم و نشرِ آن در این وبلاگ را فرصتي دانستم برایِ یادکرد از نکته‌اي‌ اساسی در بابِ کار-و-بارِ علمی و فرهنگی‌مان که دیرزماني ست در ذهنِ من می‌گردد.

Continue reading

دو پیام آورِجهانِ مدرن — ویراستِ چهارم

دو پیام‌آورِ جهانِ مدرن:

ماکیاوللی و تامس مور

     

داریوشِ آشوری

[این مقاله نخستین بار در مهرنامه (شماره‌یِ ١١،١٣٩٠) نشر یافته، اما کوششِ من برایِ پروردن و گسترشِ آن سببِ ویرایشِ چند باره‌یِ آن شد. ویراستِ دوّم در نگاهِ نو (شماره‌ی ٩٢، ١٣٩٠)، ویراستِ سوّمِ در وبلاگِ جُستار. و این ویراستِ چهارمِ آن است که در شماره‌یِ پنجمِ مجله‌ی اندیشه‌یِ پویا، دی و بهمنِ ١٣٩١ در تهران منتشر شده است.] 

سده‌یِ شانزدهم روزگارِ شگرفي ست که در آن چیزي به نام اروپا و تمدنِ اروپایی با قدرت و شکوهي بی‌مانند از دلِ جهانِ قرونِ وسطایی زاده می‌شود. نیروهایي که از سده‌یِ دوازدهم رفته-رفته بر هم انباشته شده و از سده‌یِ چهاردهم با رنسانسِ ایتالیا سخت فشرده‌تر شده بودند، در این سده نیرویِ زایایِ خود را از سویي در شکافتنِ سینه‌یِ اقیانوس‌ها به دستِ دریانوردانِ بی‌باک و ماجراجو نمایان می‌کرد، که در پیِ یافتنِ «سرزمین‌هایِ ناشناخته» بودند و، از سویِ دیگر، در جنب-و-جوشِ شگرفِ نقاشان در هنرآوری با شگردهایِ تازه‌یِ نمایشِ چشم‌انداز، و نیز فهمِ نویافته‌یِ علمی بر بنیادِ مشاهده و تجربه، و ذهنِ کنجکاو در پیِ هر گونه کشف و اختراع. در این دوران بود که اروپا این نام را به خود گرفت و به «اروپایی» بودنِ خود در برابرِ دیگر تمدن‌ها و فرهنگ‌هایِ بشری آگاه شد. اروپاییانِ خطرپیشه‌یِ دریانورد و زمین‌نورد، در پیِ کشفِ هرآنچه دیدنی و یافتنی و به‌چنگ‌آوردنی بود، کره‌یِ زمین را در دریا و خشکی می‌پیمودند. پیشاهنگیِ ماجراجویانِ اروپایی در شکافتنِ سینه‌یِ اقیانوس‌ها و پیمودنِ قاره‌هایِ دیگر و دست‌اندازی‌هایِ استعمارگرانه، از جمله، سببِ کشفِ دیگر فرهنگ‌ها و تمدن‌ها شد، و از آن جا رشدِ هشیاری به تاریخ و فرهنگِ «اروپاییِ» خود و احساسِ سرفرازی از آن و برتریِ خود بر دیگران. در این پهنه‌یِ تازه‌یِ جنگِ قدرت بود که دولت-ملت‌هایِ نوخاسته‌یِ اروپایی، بریتانیا و فرانسه و هلند و اسپانیا و پرتقال، بر سرِ سروری بر اقیانوس‌ها و سرزمین‌هایِ نویافته به رقابت و ستیز برخاستند. همچنین، در همین دوران بود که مشاهده‌گری‌هایِ جهانگردانه در باره‌یِ شگفتی‌هایِ زندگانی‌ها و فرهنگ‌هایِ بشری در این سو و آن سویِ عالم و همسنجیِ آن‌ها زمینه‌یِ پیدایش و پرورشِ علومِ انسانی را نیز فراهم ‌کرد.

Continue reading

داریوش آشوری