گفتگو با مجله شهروند امروز
گفتگو با داریوش آشوری
سروش دباغ
این مصاحبه در مجلهی شهروندِ امروز، شمارهی ۹، شهریور ١۳۹٠ منتشر شده است
اگر بخواهیم به اجمال از تطور روشنفکری ایرانی صحبت کنیم به نظر می رسد که تامل در تحول فکری آقای داریوش شایگان بتواند نقطه شروع خوبی باشد. ایشان در کتاب «آسیا در برابر غرب» که گویا تحت تاثیر کربن و فردید بودند سخنانی را در خصوص غرب مطرح کردند که بعدها به مرور تطور پیدا کرد و به کتابهایی همچون «انقلاب مذهبی چیست» و« نگاه شکسته» و «اسکیزوفرنی فرهنگی» و درنهایت به «افسون زدگی جدید» رسید. از یک نگاه غرب ستیزانه که تبدیل به یک دگم در زمانی شد تا نگاهی متکثر و پلورال که در افسون زدگی جدید می بینیم به نوعی سرنوشت روشنفکری ایرانی بوده است. این تطور و تحول را شما چگونه تحلیل می کنید؟
من با آقای شایگان از اوایل دهه چهل، که ایشان از اروپا به ایران آمد، آشنا شدم و میانمان روابط دوستانه و خانوادگی برقرار شد. با آشنایی نزدیکی که با ایشان و همچنین با فردید داشته ام میتوانم بگویم که شایگان زیرِ نفوذِ فکری فردید نبود، بلکه هردو، در اصل، از یک سرچشمهی فکری آب خورده اند که هانری کربن و گرایشِ او به تشیّع و تصوف در اندیشهی اسلامی و ایرانی باشد. فردید در ایران در نیمهی دههی ١۳۲٠ با کربن آشنا شد و از گرایشِ فکری او تأثیر پذیرفت، اگرچه هرگز اقرار نکرد. در حقیقت، میتوان گفت که بیزاری کربن از دنیای مدرن و شیدایی او برای اندیشهی دینی و عرفانیِ مسیحی و اسلامی قرونِ وسطا سرچشمهی اصلیِ پیدایشِ ایدهی «غربزدگی» نزدِ فردید و ایدههای شایگان در «آسیا در برابرِ غرب» است. شایگان در اروپا با اندیشههای ایرانشناسانِ فرانسویِ ستایشگرِ فرهنگِ ایرانی آشنا شد. این نکتهای ست که او در درامدِ کتابِ روحِ ایران (L’âme de l’Iran) نوشته است. این مجموعهی مقالهای ست از آن ایرانشناسان که حدود شصت سال پیش، تا آن جا که به خاطر دارم، به همتِ پرویز خانلری منتشر شده بود و بیست و اندی سال پیش به همتِ شایگان، و با درامدی از او، بار دیگر در پاریس از نو چاپ شد.
