درانتظار دست غيبي؛ يا از جمکران يا از آمريکا

داريوش آشوري در گفت و گو با روز
مريم کاشاني

۲۵ بهمن ۱۳۸۴
با داريوش آشوري، محقق و زبان شناسِ برجسته ی ايراني، درباره ويژگي هاي فرهنگ ايران و آنچه او “فرهنگ مطلق انديش” مي نامدش، سخن گفته ايم.

تفکرات مختلف به کشور ما که مي رسند رنگ و روي ويژه اي مي گيرند. چرايي‌اش را کجا بايد جست؟

 
د. آ. اين يک مسئله‌ی عام جهاني است. در عالم انتقال سازمايه‌هاي فرهنگي، هيچ چيز تازه اي وارد خلاء در يک فضايِ فرهنگيِ ديگر نمي شود. هر فضايي، بر حسبِ زيرمتنِِ فرهنگي، تجربه‌هاي تاريخي و  گفتمان‌هايي که در طول تاريخ آن توليد شده، عناصر تازه را معنا مي‌کند و به رنگ خود در مي آورد. براي مثال، وقتي مارکسيسم به چين مي رود، بايد خود را با آيين کنفوسيوس، تاريخ و فرهنگ چين، و در کل شيوه‌ی انديشه، ساختار زبان و جهان بيني چيني همساز کند، يعني با زمينه‌اي که از بسياري جهت‌هاي اساسي هيچ ربطي به زيرمتنِ فرهنگ و زبانِ اروپايي ندارد. همين طور مارکسيسم با ورود در فضاي روسيه رنگِ ارتُدُکسي روسي به خود مي‌گيرد. به ياد داشته باشيم که روس ها، اگر چه از نظر جغرافيايي در اروپا قرار دارند و ريشه‌ نژادي و زباني‌شان با اروپاي غربي يکي ست، اما بسيار دير پا به ميدان فرهنگ اروپايي گذاشته اند. از جمله در رنسانس اروپا هيچ شرکتي نداشته اند و هيچ بهره‌اي از آن نبرده اند. تازه از قرن هجدهم است که آغاز به تماس جدي فرهنگي با اروپاي غربي مي‌کنند، آن‌هم بيشتر براي گرفتن تکنولوژي. زمينه‌ی فرهنگي و فلسفي اروپاي غربي در روسيه وجود نداشت، در نتيجه مارکسيسم در روسيه…

Continue reading