نکته‌هایي در باره‌یِ زبان، ترجمه، و فهمِ متن

مقاله‌اي که در پاسخِ به خرده‌گیری‌هایِ سید جوادِ طباطبایی بر ترجمه‌یِ من از شهریارِ ماکیاوللی منتشر شد (مهرنامه، شماره‌ی ۱۴، مرداد ۱۳۹۰)، گویا چنان ضربه‌یِ سنگینی بر او بوده که، به گواهیِ سایتِ «قدیم و جدید»– جایگاهِ نشرِ مقاله‌ها و درس‌گفتارهایِ او– سبب شده که شش ماه (از بهمن ۱۳۹۰ تا تیرِ ۱۳۹۱) وقت صرفِ نوشتنِ ده مقاله در «نقدِ» ترجمه‌ی من کند  و، چنان که در مهرنامه آمده، «رساله‌اي صد صفحه‌ای» برایِ انتقام از آن بپردازد. برایِ دلجویی از وی، نشرِ بخشِ یکمِ این رساله به ستایش‌نامه‌اي بالابلند در بابِ جایگاهِ علمی و «آکادمیسینیِ» آقای طباطبایی آراسته است. و در آن، برایِ نمایاندنِ عظمتِ شأنِ وجودیِ ایشان در عالمِ امکان، از همزمانیِ دو رویدادِ بزرگِ تاریخی یاد کرده اند: یکي شبِ تولدِ وی (آبان ۱۳۲۴)، در شهرِ تبریز، و دیگر اشغالِ آن شهر به دستِ نیروهایِ شوروی در همان شب. در این باب نکته‌ این است که، نمی‌دانیم چرا نیروهایِ شوروی، بدونِ در نظر داشتنِ ضرورتِ همزمانیِ این دو رویدادِ بزرگِ تاریخی، شتاب کرده اند و چهار سال جلوتر، در شهریورِ ۱۳۲۰، به آذربایجان و تبریز سرازیر شده اند! شک نیست که، بدون آن تقارنِ تاریخی هم آقای طباطبایی در زمینه‌یِ فلسفه‌ی سیاسی، در سطحِ ایران، شایسته‌یِ جایگاهِ «آکادمیسینی» هست.

Continue reading