in جامعه و سياست

و این استادِ زنده‌یادِ ما…

نام‌اش خلیلِ ملکی بود. از آن چهره‌هایِ استثناییِ همه‌ی زمان‌ها. مردی که در پرتو تجربه‌های شگفتِ روزگارمان سیمایِ تاریخی اش، نزدیک به چهل سال پس از مرگ‌اش، ماندگارتراز بسیاری از اهلِ سیاست و درخشان‌تر از همه‌يِ نويسندگانِ سياسيِ دوران‌اش خود را نشان می‌دهد. مایه‌ی آن استواری و روشن‌بینی و بی‌باکی و پای‌بندی‌اش به اصولِ اخلاقِ روشنفکرانه و زهدِ روشنفکرانه‌اش بود. مردی که آماجِ زهرآگین‌ترین تیرهای تهمت و بدخیمی‌ها و کین‌توزی‌ها بود، از آزمایشِ روزگار سربلندتر از همه‌ی دشمنان و بدخواهان‌اش بیرون آمد.
این مقاله را بیست سال پیش برای یادنامه‌ای که دو تن از دوستانِ من و یارانِ او، دکتر امیرِ پیشداد و همایونِ کاتوزیان، پرداختند، نوشته ام. اینک باردیگر برای تازه کردنِ یاد و بزرگداشتِ او و شناساندنِ‌اش به جوانانی که به وبلاگِ من سر می‌زنند و خاطره‌ای از او ندارند، با اندکي ويرايش، در اینترنت منتشر می‌کنم.

(متن کامل مقاله به صورت پی‌دی‌اف)

  1. استاد آشوری
    امیدوارم حالتان خوب باشد. راستش من اصلاً نمی‌دانستم که شما هرگز عضوِ جامعه‌یِ سوسیالیست‌ها بودید و با آقایِ ملکی نشست و بر‌خواست داشتید.ر استش شخصیت و آثارِ خلیل ملکی چنان از صفحه‌یِ روز‌گار محو شده که حتا برایِ کسانی که اهلِ مطالعه‌اند، چهره‌ای ناشناس یا نیمه‌ ـ شناخته‌شده‌ای‌ست. به نظرم مقایسه‌یِ ملکی با تروتسکی بسیار درست است، با این تفاوت که آثارِ تروتسکی در دسترسِ خواننده‌ی جویا هست ولی من به گمانم در همه‌یِ عمرم جز «برخوردِ عقاید و آراء» کتابِ دیگری از ملکی ندیده‌ام. به هر حال، سپاسِ فراوان بابتِ انتشارِ این مقاله و آموزاندنِ نکاتی چند از تاریخ‌مان به آن‌ها که شما «جوانان» می‌خوانیدشان و من هم یکی از آنها‌یم.

  2. با درود
    دو نکته در رابطه با این مقاله:
    1ـ زنده یاد دکتر کاظم سامی هیچ گاه رهبر حزب مردم ایران نبود . در دوره ی مورد اشاره در این مقاله ، حسین راضی ، دبیرکلی حزب را بر عهده داشت . کاظم سامی و دکتر حبیب الله پیمان از افراد برجسته ی حزب بودند .
    2ـ جمله ی خطاب به دکتر مصدق ، مبنی بر اینکه شما ما را به جهنم می برید و لی ما با شما می آییم ( نقل به مضمون)منسوب به زنده یاد دکتر حسین فاطمی است.

  3. سلام…
    خوبی این وبلاک ها در اینه که من میتونم با داریوش آشوری حرف بزنم…
    خسته نباشی…
    همین…

  4. با سلام و احترام،
    ای کاش کمی نقادانه تر با شخصیتها بر خورد می کردید. در بازگفت نیکی ها از کاستی ها هم سخنی برانید! ما باندازه کافی حماسی و پهلوان پرست هستیم این نقص را تقویت نکنید.

  5. جناب آشوری درود
    معنای واژه ی ابژه چیست?
    و آیا فارسی است؟
    با سپاس و پاینده باشید
    آقای جنتی، “اُبژه” واژه ی فرانسوی ست معادل “آبجکت”در انگلیسی. برای برابرهای فارسی آن نگاه کنید به “فرهنگ علوم انسانی” تألیف من.
    د. آ.

  6. استاد ارجمند از آشنایی با وبلاگتان و اینکه مکانی را یافته ایم که می توانیم نزدیک و به روز با شما در ارتباط باشیم خوشحالم. حضورتان در “آستانه” وبلاگ انجمن شعر و داستان کازرون افتخاری بسیار با ارزش برایمان خواهد بود.سربلند باشید.

  7. سلام آقای آشوری
    سوالی دارم در مورد این نوشته ابراهیم گلستان:
    “شما که سهل است، بزرگترین متفکر اجتماعی ایران را در روزهای سقوط کامل اخلاقیش که همراه بود با مستی های مرگ آور، که بالاخره هم مرگ را آورد، وادار کردند مقاله ای بنویسد و مراسم بهت زده و احترام آسان برای از دست رفته را تشبیه کند به مراسمی که هیتلری ها برای عروسی ماکس شملینگ بوکسور با آنی اوندرا ستاره آلمانی فیلم های آن زمان برپا کرده بودند” در اینجا :
    http://www.roozonline.com/persian/news/newsitem/article/-1dfd0f72fc.html
    آیا منظور از بزرگترین متفکر اجتماعی ایران خلیل ملکی ست؟ اگر اینطور است می توانید راجع به مقاله اش توضیح بدهید؟ ممنون خواهم شد از جواب تان
    — آقای سلیمی نژاد
    من نمی‌دانم آقای گلستان به چه کسی اشاره دارد. هیچ ربطی با خلیل ملکی در آن نمی‌بینم.
    د. آ.

Comments are closed.