in زبان, فلسفه

ترجمه‌ی نيچه

به مناسبت انتشار «غروب بت‌ها»
فايل پی‌دی‌اف

نيلگون — اين چندمين کتابی است که از نيچه به فارسی برگردانده ايد؟
آ: ”غروبِ بُت‌ها“ چهارمين کتابی ست که من از نيچه به فارسی برگردانده ام؛ يعنی پس از ”چنين گفت زرتشت“، ”فراسوی نيک و بد“، و ”تبار شناسی اخلاق“.


نيلگون — کار ترجمه چه مدت طول کشيد؟
آ: حدودِ دو سال. البته اين مدت طول کشيدنِ کار، با توجّه به حجمِ به نسبت کمِ کتاب، به دو دليل است. يکی آنکه من کند و باوسواس کار می‌کنم. هر متنِ ترجمه شده را بارها می‌خوانم و اصلاح می کنم. در واقع، هر متنِ ترجمه شده را دستِ کم يک بارِ ديگر سراسر با متنِ اصلی مقابله می‌کنم. به عبارتِ ديگر، نخستين متنِ واگردان به فارسی برای من حالتِ پيش‌نويس دارد و نسخه‌‌ی نهايی پس از بازنويسِ کاملِ آن بر اساسِ متنِ اصلی آماده می‌شود که آن را نيز بارها می‌خوانم و اصلاح می‌کنم تا از نظرِ روانی متن در فارسی و گرفتنِ بوی ترجمه از آن، تا جای ممکن، آنی بشود که من می‌پسندم. يک نکته‌ی ديگر هم هست، و آن اينکه من عادت دارم معمولا دو­ سه کا را با هم می کنم. بنا بر اين تمامی اين دو سال صرفِ اين کار به‌تنهايی نشده است.

نيلگون –دشواری های کار چه بود؟
آ: اگرچه من بر اثرِ تجربه و کارِ ساليانِ دراز دست‌ام در ترجمه‌ی نيچه از نظرِ سبک و واژگان روان شده است، با اين‌همه، ترجمه‌ی هر پاره از کارِ او بسيار سنگين و وقت‌بر است، زيرا او نويسنده‌ای ست بسيار توانا و باريک‌انديش و هنرمندِ بزرگِ کاربردِ زبانِ ’گُزين‌گويانه‘ (aphoristic). فراموش نکنيم که او نه تنها فيلسوفی بزرگ بلکه نويسنده‌ای بزرگ است که به يک زبانِ بسيار پرورده‌ی اروپايی چيز می‌نويسد. با چنين پهلوانی سرشاخ شدن بسيار دشوار است و پروراندنِ زبانِ شلخته و بی­ در­ و­ پيکر نثرِِ فارسی برای چنين کاری البته آسان نيست. چنين کاری رنج و رياضتِ بسيار می‌برد، هرچند که کسی مانندِ من ساليانِ درازِ اين رنج و رياضت را پشتِ سر گذاشته باشد. گاه می‌شود که تصميم‌گيری برای يک کلمه مدت‌ها وقت می‌برد. به عنوانِ مثال بگويم، اين که من در صفحه‌ی ۱۲۴ پاره‌ی ۲۸ در برابرِ Unpersönlichen در متنِ آلمانی (the impersonal در ترجمه‌ی انگليسی) ’بی‌نظران‘ گذاشته ام، مدت‌ها وقت و درنگ برده است. من می‌توانستم يک ترجمه‌ی مکانيکی قلابی از آن بکنم و، برای مثال، بنويسم ’غيرِ شخصی‌ها‘! چنان که پيش از اين کرده اند. امّا من اين ترجمه را بر اساسِ فهم و تفسيرِ خود از متنِ اين پاره در پرتوِ فهمِ کلی خود از نيچه و ديدگاه‌های فلسفی‌اش به چنين مطلبی کرده ام. به عبارتِ ديگر، با توجّه به نگاهِ دروغ‌انگارانه‌ای که او به هر نظرِ ’بی‌نظرانه‘ دارد. از سوی ديگر، به کاربردِ ’بی‌نظری‘ در بسترِ معناشناسانه‌ی فارسی آن توجّه داشته ام، از جمله در رابطه با ’نظر داشتن‘ و
’ نظربازی‘ و ’صاحب‌نظری‘ نزدِ حافظ، که به گمان‌ام— البته، با تفسيرِ من در اين مقولات از شعرِ او و انسان‌شناسی ’رندانه‘ی او— به ديدگاهِ نيچه بسيار نزديک است.
اين‌ها برمی‌گرددِ به کارِ هرمنوتيکی ترجمه که به جای خود بحثِ دلکشی ست.

نيلگون — تم های اصلی کتاب چيست؟
آ: ’غروبِ بت‌ها‘ آخرين کتابی ست که نيچه خود منتشر کرد. او در اين کتاب با فشردگی بسيار و با شتابِ کسی که گويی می‌داند به پايانِ زندگانی هشيارانه‌ی خود نزديک می‌شود، می‌خواهد خلاصه‌ای از ديدگاه‌های اصلی فلسفی خود به دست بدهد. به نظرِ من، کارِ او از نظرِ ويران کردنِ بنيادهای متافيزيکِ فلسفی، چه از نظرِ باريک‌بينی دليرانه‌ی بی‌همتای او و چه از نظرِ فشردگی و تيزی و چالاکی بيان، شگفت‌انگيز است. به‌راستی، باور نکردنی ست شفافيتِ اين ذهنی که در آستانه‌ی ويرانی ست. البته، بنا به سبکِ پاره ‌نويسی‌ِ گزين‌گويانه‌ی او، در اين کتاب پاره‌های بسياری، به‌ويژه در فصلِ نهمِ آن، هست که به‌ظاهر با هم ربطی ندارند، امّا در کلاف‌بندی زيرينِ انديشه‌ی او به هم می‌پيوندند.

نيلگون– آيا به فکرِ انتشارِ کارهای ديگری از نيچه هستيد؟
آ: اگر عمری باشد باز هم خواهم کرد. در سال‌های اخير کارهای نيچه را به فارسی زياد ’ترجمه‘ کرده اند، امّا، شايد بجز يکی­ دو ترجمه، بقيه فاجعه‌های غم‌انگيزی ست. از همين کتابِ ’غروبِ بت‌ها‘ دو ’ترجمه‘‌ی ديگر به فارسی شده است. نخستينِ آن، به قلمِ عبدالعلی دستِ غيب، که حدودِ سی سال پيش برای نخستين بار منتشر شده، بسيار ناپخته و پر از بدفهمی ست و بر اساسِ يک ترجمه‌ی انگليسی به فارسی ترجمه شده است. ولی ’ترجمه‘ی دومين، که به‌تازگی منتشر شده، به‌راستی ديدنی و عبرت‌آموز است! کسی آن را از روی يک ترجمه‌ی عربی به فارسی ’ترجمه‘ کرده است! در اين ’ترجمه‘ فصلِ آخرِ کتاب بکل حذف شده است که البته در چنين ’ترجمه‌‘ای هيچ اهميتی ندارد، زيرا بقيه‌ی متن نيز جز هذيان‌های بی‌سر­ و­ ته‌ای نيست، دست‌آوردِ بی‌سوادی و نادانی و… ديگر چه عرض کنم!

نيلگون — در حال حاضر روی چه چيز کار می کنيد؟
آ: دست اندر کارِ يک پژوهش و نوشتنِ رساله‌ای در باره‌ی رابطه‌ی مُدرنيت و زبان ام. فاجعه‌ی زبانی ما و انديشيدن به مسائل آن هميشه يکی از زمينه‌های اصلی کارِ من بوده است. در اين رساله می‌خواهم روشن کنم که رابطه و رفتارِ جهانِ مدرن با زبان چه گونه است و زبان‌های بسترِ مدرنيت، يعنی انگليسی و فرانسه و آلمانی، توانايی بی‌پايان‌شان را برای پاسخ‌گويی به نيازهای زبانی جهانِ مدرن، يا به عبارتِ ديگر، توسعه‌پذيری بی‌پايان‌شان را از کجا می‌آورند و، در برابر، خرِ ما کجا در گل گير کرده است.

نيلگون –تشکر

  1. چه بختی بود اگر تمام ِکارهای سترگ نیچه را می شد با ترجمه ی زیبنده ی شما خواند و خواند…

  2. سلامی دوباره به استادِ عزیز . چه نیکو بود ، اگر ، کتاب ها ، یا جلسات اینترنتی ، جهت رمز-گشایی از نوشته هایِ نیچه می گذاشتید . مقاله هایِ در-دست ، هر یک ، تفسیری هستند ، که گمان می برم با ذهنیتِ نیچه تفاوت دارند . بیش – تر بنویسید ؛ ما بسیار تشنه – ایم .

  3. سلام, آقاي آشوري!
    در كتاب «فرهنگ علوم انساني» خودتان و در ترجمة كتاب «تبارشناسي اخلاقِ» نيچه, واژة Weltschmerz را به «غمِ عالم» برگرداندهايد.
    چندي پيش براي بارِ ديگر ترانههاي خيامِ صادقِ هدايت را ميخواندم كه به رباعي زير رسيدم:
    «چون آمدنم به من نَبُد روزِ نُخُست
    وين رفتنِ بيمراد عزميست دُرُست,
    برخيز و ميان ببند اي ساقي چُست
    كاندوه جهان به مِي فرو خواهم شُست.»
    بهجسارت, فكر ميكنم كه تركيب «اندوه جهانِ» خيام برابرنهادِ مناسبي براي اين واژة آلماني باشد.
    لازم ميدانم – چنانچه اطلاع نداشته باشيد – به آگاهيتان برسانم كه واژة Weltschmerz را براي نخستينبار بهظاهر هاينريش هاينه, شاعر آلماني, بهكار برده و وارد زبان آلماني كرده است.
    مرحمت عالي زياد
    Nunpaz

  4. سلام جناب استاد آشوري.
    من مدت 4 ساله كه با انديشه هاي نيچه آشنايم و خوشحالم كه نيچه رو با ترجمه هاي روان شما شناختم.من ليسانس زبان انگليسي هستم و الان مشغول ترجمه كتاب “انساني بسيار انساني” از نيچه هستم. ميخواستم از راهنمايي ها ي شما بيشتر بهره مند بشم. با تشكر و سپاس فراوان.

  5. استاد گرامي
    نيچه سنگ صبور ما دانشجويان اسير غربت است .

  6. جناب آشوري !… در صفحه 25 بخش 5 چنين گفت زرتشت به نظر مي رسد ” گنگان ” درست نباشد ، و ” الكنان” صحيح است.
    stammelnden از فعل stammeln به معناي با لكنت سخن گفتن ، پت پت كردن ، و…
    حضور پر بار شما در عرصه فرهنگ پايدار باد

  7. با سلام
    من دانشجوي كارشناسي ارشد علوم سياسي هستم و علاقه مند به نوشته ها وترجمه هاي شما .
    تشكر مي كنم اگر مطلبي را برايم ارسال داريد .
    به اميد ارتباط وتماس بيشتر
    امان عسكري

Comments are closed.