نيچه و ايران
اين مقاله پيش از اين يکبار در اين وبلاگ نشر شده و اين ويرايشِ دوّمِ آن است با افزودههايی. متنِ اصليِ انگليسيِ آن را در همين وبلاگ يا در سايتِ Encyclopedia Iranica ميتوانيد ببينيد.
فريدريش ويلهلم نيچه (۱۸۴۴-۱۹00) را فيلسوفِ فرهنگ ناميده اند، زيرا درگيريِ اصليِ انديشهيِ او با پيدايش و پرورش و دگرگونيهايِ تاريخيِ فرهنگهايِ بشري ست، بهويژه نظامهايِ اخلاقيشان. تحليلهايِ باريكبينانهيِ درخشانِ او از فرهنگهايِ باستاني، قرونِ وسطايي، و مدرنِ اروپا، و ديدگاههايِ سنجشگرانهيِ او نسبت به آنها گواهِ دانشوريِ عاليِ وي و چالاكيِ انديشهاش به عنوانِ فيلسوفِ تاريخ و فرهنگ است. اگرچه چشمِ نيچه دوخته به تاريخ و فرهنگِ اروپا ست و دانشوريِ او در اساس در اين زمينه است، امّا از فرهنگهايِ باستانيِ آسيايي، بهويژه چين و هند و ايران، نيز بيخبر نيست و به آنها فراوان اشاره دارد، بهويژه در مقامِ همسنجيِ فرهنگها. بارها “خِرَدِ” آسيايي را در برابرِ گزافهانديشيِ خودستايانهيِ عقلباوريِ مدرن ستوده است.
(متن کامل اين مقاله را به صورت پیدیاف از اينجا پياده کنيد).

چنین گفت زردشت
اما
به راستی
داریوش آشوری نیز خود "چنین گفت..."دیگریست.
درود
درود بر شما.
بانهایت احترام باید عرض کنم که مقالات و ترجمه های عالی شما آدمی مثل من که تخصصم کشاورزی هست و از فلسفه چیز زیادی نمیدونم رو هم جذب کرد.دست مریزاد
دوست گرامی، ما هم مهندس کشاورزی هستیم، با این فرق که شما در کارِ کشت گیاه هستید و ما واژه می کاریم و مقاله درو می کنیم، و شاید هم باد!
برقرار باشید.
د. آ.
" وه که چه گونه به همه آنچه در روانت آزرمگین است،پی نبرم!"
استاد سپاس بی حد برای ترجمان عاشقانه زرتشت
الحق که بسیار بهره بردم.دمتان گرم و سرتان خوش باد.
mesle hamishe aali bud
با سلام
ویرایش نخست این مقاله را خوانده ام و بسیار هم از آن لذت بردم. این ویرایش تازه را هم خواهم خواند.
تشکر
ایمیل را حتما وارد نمایید.